احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

425

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

تمام شرايط كميتهء مجازات را پذيرفته و آمادهء كار است . متن مانيفست دوم نيز تهيه شده بود ، من ( منشىزاده ) بلافاصله مشغول شده اعلاميه را با ژلاتين چاپ كردم و پس از امضاء مثل ساير نشريه‌ها در شهر توزيع گرديد . مانيفست دوم كميتهء مجازات « شب است ، قرص ماه مانند عروسان طناز از افق ايران جلوه‌گر و نور حقيقت روح‌پرور خود را بر پيكر زمين كهن‌سالى كه هزاران حوادث گوناگون در خود ديده است ميگستراند . واقعا اين ماه در همين قطعهء خاكى كه تجديد ايفاى مأموريت مىكند اتفاقات بس عجيب و وقايع مهيبى مشاهده كرده كه هريك با خطوط برجسته بر لوحهء گيتى منقوش است . مثلا مىبيند در همين مملكت كه قواى نظامى او تازه بقشون جنوب منحصر مىشود يك روزى براى جنگ با يونان 14 كرور لشگر تجهيز ميكرد مىبيند همين اريكه شهريارى كه امروز آلت دست پليتيك و بازيچه . . . شده است ساليان درازى جايگاه سلاطين با احتشام و يك شاهنشاهى بنام سيروس با كمال شوكت و عظمت بشرق و غرب عالم فرمانروائى مينمود ، ديگر مىبيند در يك اوقات خوشى كه نسيم اقبال همين خاك در سرحدات دوردست اين مملكت پرچم دولت ايران را در دورهء پاسبانى داريوش باهتزاز آورده و همسايگان او را با يك مرعوبيت شگفت‌آورى مجبور بتكريم و تعظيم مينموده اينك آن بيرق اقتدار سرنگون و داخلهء اين مملكت ميدان تاخت‌وتاز قشون خارجى شده و سينه‌هاى نازپرور همين خاك از سم ستوران لشگر اجنبى خورد مىشود . بعلاوه بخاطر ميآورد ما بين طوفان حوادث و بدبختىهاى بسيار بزرگى كه نهال اميد ايرانيان در مزرعهء ياس و بيچارگى خشكيده مادر كهن‌سال ايران فرزندان رشيد دلاورى مانند كاوهء آهنگر و نادر شاه افشار در دامان پير خود پرورش داده بميدان نمايش فرستاده . . . اين تصورات مانند برق از خاطر كرهء ماه خطور كرده به سمت زمين نزول نمود اول در قلب و روح مجسم وطن كه بالاى ايران پرفشانى مينمود جايگير شده سپس در خاطر يك هيئتى كه در محفل مخفى و در تابش مهتاب جلسه داشتند منعكس گشت . اين هيئت خيال ميكردند تمام آن افتخارات و كليه آن اوراق اعتبارات تاريخى ورق‌بورق در دست خائنانه اولاد ناخلف ايران پاره شده و بجاى آنها قبالجات ننگ و اسناد خفت و سرشكستگى تدارك گرديده است ! آيا مقتضيات زمان و ولولهء پرآشوب سه سالهء دنيا كه كلمهء « مدافعه وطن » از چكاچاك شمشير قهرمانان جنگ عالم بيرون ميآيد موجب تنبيه و اسباب عبرت اين اشخاص نشده است ؟ - نه ! زيرا همين كرهء ماه كه به تمام اسرار و اقدامات مخفى شبانه اشخاص ناظر است با يك علائم و اشارات مخفى مذاكرات و اطلاعات قلبى اين هيئت را تأئيد و مطمئانه گفت : بلى همينطور من ميدانم اين شخص مجسمهء خيانت و بىعصمتى شبهاى دراز با . . . چه توطئه‌هاى شرم‌آور براى اضمحلال و نابود كردن ايران مظلوم تدارك و الساعه هم با دستهاى آزادى در خيال چه مقاصد و نقشه‌هاى هول‌انگيزى است كه پشت وطن را متزلزل و كمر ايران را در كار شكستن است . در همين هنگام يك سروش غيبى ديگر به گوش اين هيئت گفت : آقايان ، علاوه از خيانتهاى گذشته قبالجات بندگى و عبوديتش كه براى اسارت اولاد ايران در مجامع مختلفهء شهر تهيه مىشود تماما بارشيو اسلام‌كشانه . . . جمع شده پس از تصديق و تسجيل بمقامات لازمه فرستاده مىشود . هيئت مزبور كه افراد كميتهء مجازات بودند عقايد او را با تمام علائم آسمانى تصديق و گوئى ذرات موجودات مجازات اين وجود بى . . . را مطالبه دارند لهذا كميتهء مجازات باتفاق آراء حكم اعدام ( . . . ) وطن‌فروشى را تصويب و بتوسط رابط اجرائيه خود ابلاغ نمود . كميته مركزى مجازات » با اينكه ميرزا على اكبر خان به كميته گفته بود كه اشخاص مزبور ( اعضاى كميته ديگر ) خود را از هر جهت و كاملا در اختيار كميته مجازات قرار داده‌اند اما در عمل ما از آن اشخاص كوچكترين اطلاعى نداشتيم و چون ميرزا على اكبر خان و عماد از كار ما دقيقا اطلاع داشتند ممكن بود اين امر براى ما توليد دردسرهائى كند ، از اين ببعد ما براى تسريع در كارهاى خودمان هر روز جلسه تشكيل ميداديم . بيشتر مذاكرات در اطراف اوضاع آشفتهء وطن و ظرفيت و قدرت كسانى بود كه پستهاى حساس مملكت را اشغال كرده‌اند اين قبيل گفتگوها نه تنها بنفع اعضاء كميته بلكه بسود تمام مردم كشور بود . اين نوع مذاكرات در تمام جلسات ادامه داشت و هر روز ابو الفتح‌زاده از محل سكونت خود شميران به شهر ميآمد و در مذاكرات شركت ميكرد . در اين جلسات بين اشخاصى كه صحبتشان بميان آمده بود اسمى هم از منتخب الدوله برده شد . اين شخص علاوه بر اينكه روابطى با بلژيكىها داشت به جوانان خوش‌سيما اظهار علاقه و تمايل ميكرد و عدهء زيادى از آنها بوسيلهء اين شخص وارد خزانه‌دارى شده بودند و توقعات هيچكدام از طرفين يعنى منتخب الدوله و جوانان خوش‌منظر پايان‌پذير نبود ولى با تمام اين احوال در جلسات كميته مجازات هرگز از ترور اين مرد صحبت نشده بود . در يكى از روزهائى كه من باتفاق ابو الفتح‌زاده بوزارت ماليه رفته بوديم با بهادر السلطنه مصادف شديم پس از ردوبدل كردن تعارفات معمولى با يك قيافهء محزون و تلخى براى ما حكايت كرد كه منتخب الدوله روى لجاج و نظر شخصى خود مقررى او را كه از گمرك دريافت ميداشته قطع كرده است . بعد اضافه كرد بين او و منتخب الدوله در اطاق وزير ماليه مشاجرهء سختى درگرفته و هنگام خروج به وزير ماليه گفته است كه طرز رفتار اهانت‌آميز خزانه‌دار كاسهء صبر او را لبريز كرده و بايد منتظر عواقب وخيم كار خود باشد .